تبلیغات
دانشگاه آزاد رودهن - چه می کنه این رودهن!
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : الناز
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون درباره دانشگاه رودهن چیه !!








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشگاه آزاد رودهن
دانشگاهی غیر اسلامی نزدیک تهران....




چه می کنه این 
رودهن!

همه چیز از آبان 1362 شروع شد...! وقتی که «دکتر عبدالله جعفرعلی جاسبی، فرزند اسکندر» ، رئیس  دانشگاه نوظهور آزاد اسلامی  که  کمتر از یکسال قبل از آن با «پیشنهاد هاشمی رفسنجانی » برای «عبور از بحران كنكور و جوانان بیكار» درست شده بود، ساختمان نوساز دانشگاه آزاد اسلامی واحد «رودهن» را با «شصت و یک دانشجو» به دکتر «مهدی حسینی» تحویل داد! وقتی كه دكتر جاسبی با لبخند مخصوص و كمی مرموزش  و با غرور روبان قرمز رنگ افتتاح دانشگاه را با قیچی برید، نه  خودش، نه دکتر حسینی و  نه هیئت همراهی كه برای كف زنی و صلوات فرستادن با اتوبوس به رودهن آورده شده بودند و نه حتی مردم  رودهن  که از تاسیس اولین دانشگاه در شهر کوچکشان خوشحال و كمی شگفت زده بودند فکر نمی کردند روزی شهرشان، رودهن با دانشگاه  آزادش شناخته شود و  نه با فرقه علی اللهی ها و نه با دوغ و كلوچه و...! بدین ترتیب رودهن خبرسازترین واحد دانشگاه آزاد در كل كشور، به خصوص از نظر «روابط دختران و پسران!» تاسیس شد.

تصاویری اسکن شده از آئین نامه دانشگاه رودهن 
که تحت عنوان راهنمای دانشجو از سال 71 بین دانشجویان توزیع شد!


اما چرا رودهن؟! با نگاهی به سیاست های كلان  دانشگاه آزاد در تاسیس واحدهای دانشگاهی متوجه خواهیم شد كه برنامه ریزی اولیه و برآورد نخستین مسئولان دانشگاه بر تاسیس دانشگاه آزاد در 5 شهر اصلی و كلان كشور و جذب دانشجو از این شهرهای بزرگ متمركز بود، ولی دلیل تاسیس واحد رودهن شكلی كاملا متفاوت به خود گرفت. همانطور که دانشگاه و دانشجو شدن هم مثل خیلی از چیزها، در جامعه ما شكلی كاملا تشریفاتی و بعضا معیشتی به خود گرفته است.ماکت سه بعدی دانشگاه رودهن که در طبقه 
همکف ساختمان ادارای مجتمع نصب گردیده است. کوچکنمایی n هزارم!

 برای بررسی و پرداختن به موضوع روابط دختران و پسران در دانشگاه رودهن بهتر است قبل از هر چیز، موقعیت خود دانشگاه را مورد بررسی قرار دهیم. «همیشه علتها مهم تر از معلولند!» (کنفوسیوس)

واقعیت این است كه دانشگاه رودهن نه برای «رودهنی ها و بومنی ها  و جاجرودی ها » كه برای «تهرانی ها » تاسیس شد. آن هم برای قشر خاصی از تهرانی ها! چون مسئول دانشگاه آزاد  به خوبی دریافته بود كه واحدهای دانشگاهی در تهران تكافوی سیل مشتاقان دانشگاه را نمی دهد و از طرف دیگر فهمیده بود كه در تهران، دختران و پسرانی هستند كه شانس چندانی برای قبول شدن در دانشگاههای سراسری ندارد ولی حاضرند به هر بهایی كه شده، دانشجو خطاب شوند! و چه جایی دنج تر و بهتر و نزدیك تر از رودهن، برای جای دادن این جمعیت مشتاق و اكثرا مایه دار! در چارچوبی بنام دانشگاه!؟ و طبعا برای دانشگاه آزاد، دغدغه های فرهنگی و اجتماعی خاصی وجود نداشته تا اصولا آسیب ها و پیامدهای متنوع و گسترده تاسیس و تشكیل چنین مجتمع دانشگاهی عظیمی در رودهن را بررسی كنند. به شهادت بسیاری از  كسانی كه ما در این گزارش با آنها صحبت كردیم، از هنگام تاسیس دانشگاه آزاد رودهن، وضعیت فرهنگی و اجتماعی رودهن و اطراف آن ، به شدت تغییر یافته است و بسیاری از خرده فرهنگ ها و پدیده هایی كه مختص محلات شمالی شهر تهران است را می توان در رودهن یافت! 

مجتمع دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن در زمینی به مساحت 30 هکتار (علاوه بر 15 هزار متر مربع مرکز دانشگاهی و 200هکتار زمین جهت عملیات کشاورزی) در برنامه 5 ساله دوم عمرانی کشور احداث شد. و رفته رفته به تعداد دانشجویانش اضافه شد به طوری که پس از گذشت 20سال ریاست آقای جاسبی بر دانشگاه آزاد و 20 سال ریاست آقای حسینی بر دانشگاه رودهن، اکنون این دانشگاه بیش از 20 هزار دانشجو را در خود جای داده است تا در همه جنبه ها نمره اش 20 باشد!

اگر از سمت چهار راه تهرانپارس به ترمینال شرق بیایی، لازم نیست آدرس مینی بوس های رودهن را از كسی سئوال كنی، هرجای ترمینال شرق كه صف طولانی و درازی كه حاوی! دختران و پسران جوان بود را دیدی، همان جا ایستگاه رودهن است! 

هوا گرگ و میش است که اندک اندک خیل دانشجویان خواب آلود، از راه می رسند!

اندک اندک جمع مستان می رسند! اندک اندک جزوه 
به دستان می رسند! دلنوازان، ناز نازان در رهند! گلعذاران از گلستان می 
رسند!


گروه های فشار و دیگر هیچ!

مینی بوس های رودهن، ممكن است مینی بوس های بنز قدیمی باشند یا مینی بوس های جدید و مدل بالای ایویكو و هیوندایی و .... ولی مدل و شاسی و رنگ و ... مهم نیست! یك مینی بوس رودهن حتما باید سیستم صوتی مناسب و دارای قابیلت پخش «موزیك های ایتس ایتس دار» را دارا باشد!

یکی از مینی بوسهای فوق الذکر و صف مربوطه

رودهن دویست و پنجاه، مجتمع سیصد!

اگر در ساعات 7 تا 8 صبح به این ایستگاه بیایید ، تقریبا 99 درصد مسافران رودهن را دانشجویان دانشگاه آزاد تشكیل می دهند، به خصوص در سالهای اخیر كه به قول «عادل فردوسی پور»، «حرف و حدیث ها» در مورد رودهن بالا گرفته! و به قول معروف چه می كنه این رودهن! و از این حرفها!

تحمل فشار روزانه

كمی آن طرف تر، ایستگاه مینی بوس های «دماوند» قرار گرفته است كه مسافران آن نیز اكثرا دانشجو و جوان هستند و در واحد تازه تاسیس دانشگاه آزاد در دماوند درس می خوانند. ظاهرا با اجرای سیاست «اینجا دانشگاه آزاد، اونجا دانشگاه آزاد، همه جا دانشگاه آزاد!»  تا چند سال آینده در دماوند نیز باید منتظر رودهنی دیگر باشیم!

به علت عدم استقبال خواهران و برادران! این 
قسمت تا اطلاع ثانوی تعطیل است!

تو را من چشم در راهم...ماهم مانند سایرین وارد صف مینی بوس های رودهن می شویم، مسئولین ترمینال شرق یك «داربست فلزی»، مخصوص بانوانی كه «علاقه مند به استفاده از مینی بوس های اختصاصی بانوان» ساخته اند ولی پرواضح است كه نمی توان انتظار جمعیت زیادی را در این محل مخصوص داشت! چون اصولا در ساعات شلوغی و ازدحام، دغدغه رسیدن سرموقع به كلاسها در رودهن باعث می شود كه ناگهان صف ها بهم خورده و  با اجرای «سیاست فشار از پایین و بالا و طرفین!» همه به سمت درب مینی بوس هجوم ببرند!

پیدا كردن یك جای خالی در مینی بوسها، خود قصه پر غصه ای است، به خصوص برای دختران! تقریبا بعید است که بتوانید بدون داد و بیداد و دعوا و زورآزمایی خود را بر یکی از صندلیهای مینی بوسها بنشانید! اما علی رغم فشارهای جسمی و روحی فراوانی که از این طریق به دانشجویان وارد می شود، در این فقره هم مانند دیگر مشکلات صدای احدی به اعتراض بلند نمی شود. چرا که دانشجویان دانشگاه آزاد بر خلاف دانشجویان دانشگاه های دولتی بابت هر ترم تحصیل خود به طور میانگین 200 تا 500 هزار تومان شهریه می پردازند و اصلا دوست ندارند به خاطر یک ندانم کاری این همه پول بی زبان را به باد (منظور همان دانشگاه آزاد است!) بدهند. پس رنج سوار شدن بر این مینی بوسها و خیلی رنجهای دیگر را تحمل می کنند تا کماکان دانشجو باشند و بعدها در گرفتن مدرک به مشکل برنخورند! ظاهرا این فشار ها تمامی ندارد. جدا دل آدم برای دانشجویان مظلوم این دانشگاه کباب می خواهد!

اما واقعا چرا دانشجویان برای رسیدن به دانشگاه باید اینقدر سختی بکشند؟ در حالیکه در اکثر مواقع هم دانشجو و هم مینی بوس به تعداد کافی وجود دارد! طرح های مختلفی در سالیان گذشته در این خصوص به روش معمول ما ایرانی ها یعنی آزمون و خطا به اجرا در آمد كه هیچ كدام موثر واقع نشد و حتی كار به آنجا رسید كه مدتی مینی بوسهای دخترها را از پسرها جدا كردند!

اوپ تیس اوپ تیس و دیگر هیچ!

هنوز راننده مینی بوس فرمان را نچرخانده و در صندلی اش جا نیفتاده است كه همهمه :« آقای راننده! ضبط رو روشن كن!» شنیده می شود و از آنجا كه راننده های خط رودهن و تهران هم از بس با جوانها سركار پیدا كرده اند، دلشان جوان شده، ضبط مینی بوس را روشن می كنند. چه روشن کردنی!

شنیدن این صدا که از داخل همین مینی بوسها ضبط شده، خالی از لطف نیست!

كافی است تا چند بار بین رودهن و تهران رفت و آمد كنید تا از جواد یساری گرفته تا آخرین و جدیدترین «آهنگ های آن طرف آبی و میان آبی و این طرف آبی»، را در فضایی صمیمانه گوش کنید... اخیرا هم که بلا اسثتنا و رفت و برگشت شنوای «دی جی مریم!» خواهید بود، آن هم هوار هوار! آن دسته از دانشجویان هم که هوس می کنند تا رسیدن یه مقصد توی مینی بوس چرتی بزنند، مشکل خودشان است! مینی بوس که جای خواب نیست، دِهَه!

هنوز كلام موسیقی نوار منعقد نشده آن دخترها و پسرهایی كه بر سر سوار شدن و جا گرفتن برای دوستانشان بر سر و كول هم می زدند، با تعارف و بفرما جای خود را به یكدیگر می دهند و بعضا با مهربانی سه نفری بر دو صندلی مینی بوس می نشینند!

تا رودهن، كمتر از یك ساعت راه است. رودهن در میانه راه جاده آمل و در 45 كیلومتری شرق تهران واقع شده است.
مجتمع دانشگاهی دانشگاه آزاد رودهن كه در سالهای اخیر تاسیس شده و 20 هزار دانشجو را در خود جای داده در حاشیه شرقی شهر رودهن جا گرفته است. (برای اینكه بدانید 20 هزار نفر یعنی چند تا! خوبست كه بدانید بسیاری از نمایندگان مجلس از بسیاری شهرستان ها، هردوره با كمتر از این میزان رای وارد خانه ملت می شوند، بی خود نیست كه آقای جاسبی چندین دوره است هوس رئیس جمهور شدن به سرش زده است!)

از آنجایی كه مسئولان دانشگاه آزاد به پشت گرم شدن و قایم شدن پشت مسئولان عالی نظام، عادت كرده اند در سر در دانشگاه رودهن و دیوارهای آن تصاویر سران نظام همراه با جملاتی حاكی از تایید و تشویق مسئولان دانشگاه آزاد ،‌ نقش بسته است. 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، یک دانشگاه 
نیرومند و جاویدانی خواهد شد که برای قرنهای آیند هم، مرکز آموزش و رشد 
جانان ما خواهد بود. (آیت الله هاشمی رفسنجانی)

در یكی از این نوشته ها به نقل از سیدمحمد خاتمی می خوانیم: «دانشگاه آزاد واحد رودهن امروز از دانشگاهها و شعبه های پررونق دانشگاهی ما در ایران است» پس معلوم می شود كه آقای جاسبی از «سید خندان» هم عبور كرده است!

دانشگاه؟ آزاد؟ اسلامی؟ آقای خاتمی شما که 
راستگو بودید! شعبه؟ پر رونق؟ آهان! میگم که شما راستگو بودید!

از درب ورودی كه پایتان را به داخل دانشگاه  می گذارید (یعنی حوزه استحفاظی آقای «شهاب» مسئول حراست دانشگاه رودهن، كه هرجا سخن از  گیر دادن به دختران و پسران دانشجو است، نام ایشان می درخشد!) با پلاكارد بزرگی كه لابد نشان اسلامیت دانشگاه آزاد است! مواجه می شوید كه هشدار می دهد : «ورود افراد با ظاهر نامناسب اكیدا ممنوع است!»

آیا واقعا اینگونه است آیا؟

در زیر همین نوشته ها و تصاویر و هشدارها می توانید شاهد انواع صحنه های «مخ یابی و مخ زنی!» باشید.

سر در مجتمع دانشگاهی رودهن. خوش آمدید!

هنوز مشغول شگفت زده شدن از ساختمانهای بزرگ و عظیم دانشگاه رودهن هستیم كه صدای فریاد دختری ، فضا را می شكند:« بابا! شوهرمه! مگه دیروز با خونه مون تماس نگرفتین؟! چی از جون ما می خواین؟!» ماموران حراست، این دختر جوان را در حالی كه قصد داشت سوار  پژو ی یك پسر جوان بشود، دستگیر كرده اند! مثل اینكه این بار همکاران «شهاب» به كاه دان زده اند، چون بلافاصله با بی سیم چند پیام رد و بدل می كنند و دخترك را آزاد می كنند!

حتی در این بیابون دره هم به مدد دانشگاه آزاد
 میشه عکس کارت پستالی گرفت!

در گوشه جنوبی دانشگاه، پاركینگ اتوموبیل های دانشجویان قرار دارد. مسئولان مهربان! و مدیر! دانشگاه آزاد برای اینكه گزندی به اتوموبیل های دانشجویان نرسد، یك محوطه بزرگ بیش از 2000 متر مربع را به پاركینگ دانشجویان اختصاص داده اند. بیشترین اتوموبیلی كه در این پاركینگ پیدا می شود، پراید است اما حكایت پاركینگ و اتوموبیل در رودهن به همین جا ختم نمی شود؛ اگر در گروههای اوركات كه بروبچز دانشجوی رودهن به راه انداخته اند، عضو باشید،‌ شاهد چنین پیام هایی خواهید بود:«صاحب اون بنز قرمز كوپه با شماره فلان كیه؟! من طالب ماشینش هستم!»

از پژو 206، 405، پراید، سمند و زانتیا گرفته 
تا بنز الگانس... ایجا و ماشین مدل پایین؟ بی زحمت بزار بیرون دم در!

 تا چشم كار می كند بر روی تپه های بی آب و علف  ،ساختمان های نوساز آجری چیده شده است.

ارتفاع از سطع دریا= خداد تا متر !

 

هر کدام از این ساختمانها هزاران دانشجو را در
 خود جای داده اند!

عطش ساختمان سازی جای دغدغه های فرهنگی مسئولان دانشگاه آزاد را گرفته است...بساز ...بساز...بساز!

خوابگاه دختران در رشته تپه های سر بلند اطراف
  رودهن!

آنقدر در  این امر خیر شتاب داشتند که پس از 20 سال شروع ساختمان سازی، ساخت مسجدی را كه در ماكت مجتمع تعبیه كرده بودند فراموش كرده اند و به جای آن توالت های نمازخانه مركز را رو به قلبه تحویل خلق الله داده اند! تازه معلوم نیست بعد از چندسال، مسئولان متوجه این مساله شده اند و این تابلویی را كه مشاهده می كنید بر سر درب گلاب به روی شما و آقای جاسبی و حسینی، «آبریزگاه » نصب كرده اند!

مسجد نداریم! دستشویی رو به قبله است! 
دانشجویان عزیز خواهشمند است مسلمان بمانید! و شئونات اسلامی را رعایت 
کنید! دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن!

اما از زبان خود دانشجویان شنیدن خوشتر است! می رویم تا از نزدیك با دانشجویان هم آشنا بشویم و حرفهایشان را بشنویم. در اولین گشت زنی دردانشگاه چند دختر دانشجو را دیدیم. جلو رفتیم و با رعایت کامل مسائل امنیتی! از آنها در مورد وضع روابط دختر و پسر در دانشگاه رودهن سوال کردیم:

من تا قبل از اینکه بیام دانشگاه چادری بودم! 

- اسم و رشته تون؟
 مریم هستم، روانشناسی می خونم.
- خب، از دانشگاه بگو، تاثیری تو رفتارت داشت؟
مریم: بله من تا قبل از اینکه بیام رودهن چادری بودم! یکسال است که چادر و نمازم رو گذاشتم کنار فقط بخاطر دانشگاه! تاثیر پذیر بودم. چون اگه صاف و ساده بیام، یه جور دیگه نگام می کنن! خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو! نه اینکه فقط من باشم! یکی از دوستام هم بود که چادری بود ولی مثل من یه تغییر کامل کرد.
- شما از شهر میای یا خوابگاهی هستی؟
مریم: من خوابگاهیم.
- خب از خوابگاه بگید.
مریم: وضعیت خوابگاه ، سخت گیری اش خیلی عالیه واقعا کنترل می شه، اگر کنترل نشه این بچه های شهرستان دست به هر کاری می زنند، هر کاری!
- اسم شما چیه؟
ناهید
- شما از کدوم شهر اومدین؟
ناهید: رامسر
- شما هم خوابگاهی هستید؟ نظر شما در مورد حرفهای دوستتون چیه؟
ناهید: بله. خوبه ولی خیلی گیر می دن به آرایش و حجاب و...
- اما بیرون از خوابگاه ظاهرا خبری از گیر و ...نیست؟
ناهید: نه! بیرون خوابگاه این خبرها نیست

متاسفانه به علت مسائل امنیتی و حیثیتی مجبور 
به شطرنجی کردن چهره دانشجو ها شدیم!


ٍاِندِ عکی ژورنالیستی! بی بی سی برو جلو بوغ
 بزن!- توی دانشگاه با پسری دوست شدید تاحالا؟
مریم: الان نه ولی یه مورد بود که یکی دو هفته طول کشید جالب نبود برام و اصلا جوری بود که از کل پسرها بدم اومد ولی در کل تجربه خوبی بود و خیلی چیزها یاد گرفتم. در دوره پیش دانشگاهی تعصب خاصی بر دوست نشدن با پسرها داشتم ولی همون ترم اول توی خوابگاه جوگیر شدم! بچه های خوابگاه مدام آدم رو تحریک می کردن که چرا (دوست پسر) نداری؟! اما الان به این نتیجه رسیدم که نیازی نیست فقط اون موقع کنجکاو بودم.
- یه بحثی که تو این دوستیهای دختر و پسر هست اینه که پسرها معمولا میگن قصدمون ازدواجه. واقعا اینگونه است آیا!؟
ناهید: همشون دروغ میگن! پسری که واقعا قصدش ازدواج باشه حتما به خانوادش میگه!
- یعنی چی؟ یعنی من به مادرم بگم بیاد دانشگاه با دختری که من ازش خوشم میاد صحبت کنه؟
ناهید: نه! من میگم یکی دو ماه رابطه تلفنی داشته باشن بعد به خانوادشون بگن. رابطه هایی که بیشتر از یکی دو سال طول می کشه به جایی نمی رسه.
حالا اینکه دخترها از پسرها خواستگاری کنن چی؟
ناهید: به نظر من اگه پسر خوب باشه هیچ فرقی نمی کنه که دختر بهش پیشنهاد بده!
مریم: ببین، من اگه پسری ارزشش رو داشته باشه عمرا بهش پیشنهاد بدم.
- الان نظرتون درباره اینکه بیشتر دانشجوها رو دخترا تشکیل میدن و یه جورایی دخترا دانشگاه رو فتح کردن! چیه؟ خوبه؟
مریم: نه دیگه خوب نیست! چون پسرا با دیپلم میرن وارد بازار کار میشن، بعد ما با لیسانس کلاس داریم دیگه! میگیم ازدواج نمی کنم.
- رودهن انتخاب اجباریتون بود؟
مریم: نه همینطوری! من اصلا نمی دونستم رودهن جای بدیه!
- مگه الان فکر می کنید جای بدیه؟
مریم: نه اصلا! بستگی به ظرفیت هر شخص داره.
ناهید: به نظر من دانشگاهش خوبه ولی محیطش بده!
- محیط دانشگاه از چه نظر بده؟
ناهید: خب اینجا همه برای درس خوندن نمیان! یه باندهایی هستند هم تو پسرها هم دخترها که ....

(دانشجوهای بالا! اجازه گرفتن عکس به ما ندادند و البته حق هم دارند! ما هم اصرار نکردیم. اما صدای کامل این گفتگو را این پایین می توانید بشنوید.)

صدای کامل گفتگو (بخش اول)

 صدای کامل گفتگو (بخش دوم)

دور بودن از شهر از دیگر مشکلات دانشجویان رودهن است مخصوصا وقتی کلاسها تشکیل نشود یا مجبور باشی چند ساعت فاصله بین کلاسها را با همدنشگاهی ها سر و کله بزنی!

دانشجویان وقتی سرحل مسائل فیزیک اتمی دچار 
اختلاف می شوند، اصلا هم با جزوه تو سر همدیگه نمی زنند!

چون تا زمان نهار وقت چندانی نمانده است به سراغ یكی از كلاسها می رویم. در كلاسی كه انتخاب كرده ایم و از قضا مختلط هم هست، بحث داغی بین  استاد و دانشجویان بر سر دانشگاه آزاد در گرفته است. استاد این كلاس با حرارت می گوید: رضا شاه اگر عقلش می رسید برای از بین بردن حجاب، به جای كشیدن چادر از سر زنها به زور  پاسبان، دانشگاه آزاد تاسیس می كرد تا خود به خود فاتحه حجاب خوانده شود! ضمن اینكه استاد «ن» مثل خیلی از اساتید از گفتن اینكه به هیچ وجه با سیستم فعلی دانشگاه آزاد موافق نیست، هیچ ابایی نداشت و توجیه مسئولین دانشگاه و موسسین آن مبنی بر اینكه لیسانسیه بیكار بهتر از دیپلمه بیكار است، را منطقی نمی دانست.          صدای این استاد را البته با کمی افکت صوتی برای عدم شناسایی و احیانا مشکلات بعدی برای ایشان اینجا بشنوید! 

نه! اشتباه نکنید، اینجا کلاس ترجمه فیلم و 
نوار است! مثلا لابراتوار زبان!

نارضایتی از سیستم مدیریت دانشگاه آزاد (كه به قول یكی از كارمندان دانشگاه ، مدیریت انگلیسی است!) هیچ ربطی به گرایش های سیاسی و عقیدتی ندارد و هیچ كس نیست كه از آن دل خوشی داشته باشد!

برای شنیدن نظرات مختلف پیرامون روابط دختر و پسر در دانشگاه رودهن این بار به سراغ یک دانشجوی بسیجی رفتیم.  بخشی از  گفتگوی ما را با این دانشجو می خوانید:

امیدواریم با تمهیدتی که برای عدم شناسسایی 
چهره ها اندیشیده ایم،بعدها مشکلی برای هیچ کدام از ما و دانشجویان پیش 
نیاید!

- نظر شما به عنوان یه بسیجی درباره وضع فعلیه روابط دختر و پسر در دانشگاه رودهن چیه؟
بحث ارتباط دختر و پسر  توی رودهن یك مقدار بغرنج شده. خیلی مشكلات هم برای شهر و هم برای دانشگاه و هم در كلیت برای جامعه معضلات زیادی را ایجاد كرده.
- مثلا چه مشكلی برای شهر رودهن ایجاد شده؟
الان مثلا شما نگاه كنید یك دختر دانشجوی رودهن كه با آن سر و وضع و آرایش در شهر قدم می زنه، ناخودگاه برای دختران رودهنی الگو می شه.
- این مشكلات فرهنگی كه گفتید در تهران مگه نیست؟
-چرا در تهران هم هست، ولی رودهن چون بافت فرهنگی ضعیفی داره، این مشكلات با وجود و حضور دانشگاه زیادتر شده.
-به نظر شما راه حل این مشكلات چیه؟
-حقیقت اینه كه برخی مشكلات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی باعث شده برخی از جوانان نسبت به انقلاب و نظام و اسلام بدبین بشن. سیاستمداران جمهوری اسلامی باید با فرهنگ سازی و استفاده از ابزارهای بازدارنده این مشكلات فرهنگی رو حل كنن. الان متاسفانه رئیس دانشگاه هیچ دغدغه ای برای رفع این مشكلات و آسیب های فرهنگی نداره. ما اینجا سراغ داریم كه از داخل شهر می آیند و دختر بازی كنند و كسی هم كاری بهشان ندارد. اینجا برخلاف همه دانشگاهها، موقع ورود كارت دانشجویی رو چك نمی كنند و ...

سعی کردیم در عکسها چهره دانشجویان مشخص نشه 
تا باز هم به قول آقای فردوسی پور بدون هیچ حرف و حدیثی! گزارش رو به پایان
 ببریم.

- ولی با دانشجوها كه صحبت می كردیم خیلی از برخوردهای خشن حراست ناراحت بودند.
برخورد حراست خیلی افراط گرایانه است و فرهنگی پشت اون نیست. باید اول حجاب رو تعریف كنن و فرهنگ سازی كنند و توی پلاكارد و تابلو دانشجوها را آموزش صحیح بدن، ما متاسفانه خود ماموران حراست هم برای این کار آموزش ندیدن!
نظر شما در مورد كلاسهای مختلط چیه؟
-خوب از نظر مراجع اگر بخاطر مصالح و منافع آموزشی وعلمی باشه، برگزاری این كلاسها اشكالی نداره ولی وضع مینی بوس های اینجا واقعا خرابه!

یكی از ایراداتی كه این بسیجی به دانشگاه آزاد وارد كرد، مربوط به ناكارآمدی عملكرد نهادهای متولی فرهنگ و دین در دانشگاه آزاد مثل دفتر فرهنگ و نهاد نمایندگی رهبری و ... بود.

 صدای کامل گفتگو

این دوست خوبمون هم حرفهای شنیدنی و جالبی زد که با هم می خونیم:

با اینکه صحبتهای ما و حرفهای دانشجویان 
واقعیات موجود در دانشگاه را بیان می کند، اما مسئولین دانشگاه آزاد نشان 
داده ان دکه تاب شنیدن صدای دانشجویان را ندارند و ممکن است که جهت انتقام 
برآیند؛ ما هم برای اینکه مشکلی برای ما و دانشجویان عزیز ب وجود نیاید 
متاسفانه مجبور به محو کردن چهره آنها شدیم.

- اسم، سن و رشته تحصیلی تون؟
اژدر هستم، مترجمی زبان می خونم، 21 سالمه
- رودهن انتخاب خودت بود؟
دانشگاه رودهن انتخاب خودم بود ولی فکرشو نمی کردم قبول شم
- ساکن تهرانی؟
از وقتی که دانشجو شدم ، تهرانم، الان با یکی از دوستام، خونه مجردی داریم، ولی قبل از اون شمال ساکن بودم.

اژدر: اینجا همه دخترها و پسرها موبایل دارن، 
اما...

!- ماشین شخصی داری یا مشتری مینی بوس های معروف اینجایی؟!
نه، ماشین شخصی ندارم با همین مینی بوس ها میام و میرم.
- رفتاری بوده که بطور خاص تو از دانشگاه رودهن یاد گرفته باشی؟
من اصولا خودم یه آدمی هستم که دوست دارم همیشه روی مد باشم، ولی یه حس حسودی بهم دست داد وقتی دیدم خیلی از دانشجوها با ماشین شخصی میان دانشگاه اینجا همه مایه دارن!
- چطور؟ چه ربطی به قضیه داره؟
آخه اینجا دخترها به ماشین پا می دن، تا خود پسر .
- نظرت در مورد کلاس های مختلط چیه؟ شنیدی که می خوان کلاسهای مختلط رو منحل کنن و پسرونه -دخترونه کنن؟
نه اینو نشنیدم. ولی فایده ای هم نداره. اگه از نظر مخ زنی و ... بخوان کلاسهای مختلط رو منحل کن، هیچ فرقی نمی کنه، چون دخترهای اینجا خودشون رله هستن، خودشون میان پیشنهاد می دن.
- برای خودت هم همچین موردی پیش اومده؟
آره یه دختره بود متولد 59 بود، خودش اومد به من پیشنهاد دوستی داد و گفت از من خوشش اومده، یه دوهفته ای هم باهم دوست بودیم.
- به کجا کشید این دوستی ؟
خودمون بهم زدیمش. چون فاصله سنی مون خیلی زیاد بود.
- تو هم که وضعت خوبه! موبایل داری!
- نه، اینجا همه موبایل دارند، دلیل نمی شه.
- چقدر پول توجیبی می گیری؟
من 150 تومن ماهیانه می گیرم، البته به غیر از شهریه، که حدود 50 تومنش خرج کرایه خونه میشه و بقیه اش خرج خودمه
- این پولها رو خرج چی میکنی؟ خرج دخترا ...؟
نه من اصولا اهل کافی شاپ بازی و این حرفها نیستم. یعنی بابام بهم گفته که نباید برای دختر جماعت خرج کنی.
- چرا؟
چون خرج ، خرج می یاره .فقط باید برای دختری خرج کرد که اونم برات خرج کنه.
- تا حالا حراست بهت گیر داده؟
-آره فقط یه بار .اونم بخاطر ریش اتوبانی ام! الانم کارتم و گرو گرفتن.

گفتگوی کامل ما را با این پسر خوش برخورد شنوید: (گزارش جامع و مستند همراه با صدا و تصویر، بی بی سی در برابر بروبچز نشریه موازی برود جلو بوق بزند نه؟

حالا معلوم شد علت پوشیدن مانتوهای تنگ و 
کوتاه صرفه جویی در صرف پارچه بوده است و اگر پارچه قسطی باشد دانشجویان 
همه چادری می شوند!

اما در این میان از چشم گیرترین فعالیتهای دفتر فرهنگ، متولی امور فرهنگی دانشگاه با سالیانه بیش از 200 میلیون اعتبار، می توان به اطلاعیه فروش اقساطی انواع چادر «كرپ و خاویاری و شطرنجی ساده » به دانشجویان و كارمندان و  برگزاری كلاس های «گل چینی» و «ملیله دوزی » مخصوص دختران اشاره كرد:

دانشجوهای رودهن خیلی بیشتر از اونچه که فکر می کردیم با ما همکاری کردند. هرچند به خاطر ترس از تبعات بعدی مدام سوال می کردند که بعد برامون مشکل ساز نشه! نگیرنمون! اخراجمون نکنن و از این صوبتا! با دخترها و پسرهایی از تریپ غالب! بروبچز دانشجوی رودهن هم در این مورد صحبت کردیم. عموم بچه ها از برخورد بد حراست دانشگاه گلایه داشتند و با آنچه ما در این زمان کوتاه دیدم با دانشجویان همدردی می کنیم! سعی کردیم برای طولانی نشدن گزارش از آوردن متن کامل گزارشها خودداری کنیم. دختر و پسر جوانی مشغول صحبت بودند. اجازه گرفتیم که گفتگوی کوتاهی داشته باشیم. آقا پسر کلاسش دیر شده بود و خداحافظی کرد؛ با دخترخانم صحبت کردیم. گفت که نامزد هستند و این باعث شد که کمی هم از از ازدواجهای دانشجویی حرف بزنیم. از او سوال کردیم چرا مردم تهران از دانشگاه رودهن ذهنیت خوبی ندارند؟ گفت: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها! حتما در گذشته یه مسائلی بوده که اسمش بد در رفته، اما در حال حاضر هیچ مشکلی نداره. ضمن اینکه از جلف بازی و بی جنبه بودن بعضی بچه ها موقع ارائه کنفرانس سر کلاسهای مختلط شاکی بود. البته از طرح دوباره جداکردن کلاسهای مختلط توسط یکی از نمایندگان زن مجلس! خبر نداشت. مسئله ای که در اوایل انقلاب مطرح شد و با مخالفت شدید رهبری وقت کشور مواجه شد و خوشبختانه ظاهرا این بار نیز قضیه همینگونه فیصله پیدا کرده است. واقعا به طرز فکر متولیان فرهنگی مملکت باید سیب زمینی سرخ کرده را با سس سفید خرد!

بخشی از صدای گفتگوی ما را با مریم.ج می شنوید که از اول شرط کرد که ازش عکس نگیریم!

فعالیت های سیاسی دانشجویان اما حكایتی دیگر دارد! دریغ از یك نشریه دانشجویی! البته سالنامه بسیج دانشجویی مستثنی است! اما توسعه سیاسی تعطیل بردار نیست و زمان و مكان خاصی نمی شناسد و خلوت توالت های عمومی بهترین جا برای اینگونه اظهار نظرها و موضع گیری های سیاسی است كه البته با پاسخ پررنگ! خدماتی های مربوطه مواجه می شود، مثل این:

چیز!... فلان!... مرگ بر...

اما به قول دانشجویان رودهن ، یكی از دروس اختیاری مختص اینجا ، پاس كردن دو واحد محوطه در طول زنگ نهار و نماز است كه از سنت های جالب و به یادماندنی شده است. این دو واحد هم مختلط! ارائه می شود و طرفداران زیادی دارد ،

محوطه جلوی ساختمان شماره 1 و غذاخوری معمولا 
دانشجویان را به خود می خواند!

اگر به دنبال تصاویر دوربین مخفی آمده اید از همین جا برگردید و به سایتهای مربوطه اش مراجعه کنید! تصاویر ما نه با موبایل بلکه همانطورکه از کیفیت تصاویر پیداست با دوربین حرفه ای گرفته شده و این یکی دو تصویر از دانشجویان هم برای رعایت توازن با عکسهای بی شمار ساختمانها گرفته شده است. شطرنجی کردن چهره ها به خاطر ترس از متهم شدم از طرف برادران کج اندیش به اشاعه فحشا نیست! خواستیم برای دانشجویان دردسر درست نشود. به قول دانشجویان از شهاب هیچ چیز بعیید نیست!

اگر به دنبال تصاویر دوربین مخفی آمده اید از 
همین جا برگردید و به سایتهای مربوطه اش مراجعه کنید! تصاویر ما نه با 
موبایل بلکه همانطورکه از کیفیت تصاویر پیداست با دوربین حرفه ای گرفته شده
 و این یکی دو تصویر از دانشجویان هم برای رعایت توازن با عکسهای بی شمار 
ساختمانها گرفته شده است. شطرنجی کردن چهره ها به خاطر ترس از متهم شدم از 
طرف برادران کج اندیش به اشاعه فحشا نیست! خواستیم برای دانشجویان دردسر 
درست نشود. به قول دانشجویان از شهاب هیچ چیز بعیید نیست!

در این میان غداخوری دانشگاه، تنها جایی است كه طرح سالم سازی! در آن بطور كامل اجرا شده است و تقریبا اكثر دانشجویان بعد از گرفتن غدا به محوطه می آیند و دور تا دور ساختمانها حلقه می زنند و  در فضایی صمیمانه ، این دو واحد را می گذرانند.

دانشجویان دانشگاه رودهن در حال تناول غذاهای 
با کیفیت!!! دانشگاه در فضای باز. علت احتمالی: کوچک بودن یا نزدیک تصفیه 
فاضلاب بودن غذاخوری، با هم بودن یا...

اما  اگر معدود دانشجویانی كه در غداخوری مشغول تناول غذای صدتومنی هستند ، می دانستند كه در كمتر از 5 متری سلف سرویس، ‌شبكه جمع آوری فاضلاب  (كه دو هفته  پیش توسط شخص آقای جاسبی افتتاح شد) بی سروصدا مشغول تصفیه و بازیافت فضولات انسانی دانشگاه ! است ، حتما به دختران و پسران مشغول در محوطه، ملحق می شدند.

تقریبا همه از کیفیت بد غذا نا راضیند اما 
مانند سایر مشکلات مجبورند تحمل کنند و لب به اعتراض باز نکنند...

شبکه تصفیه فاضلاب روباز! در چند متری سالن 
غذاخوری دانجشویان!

آیا وقتی دانشگاه آزاد باشد! یعنی هر موجودی 
آزاد است در آن هر کاری خواست کند؟اما سوتی های بهداشتی منحصر به این مورد نیست، درست روبروی ساختمان وروردی دانشكده زبان، ماده سگی را دیدیم كه  با فراغ بال، بی توجه به رفت و آمد دختران دانشكده زبان، مشغول گرفتن حمام آفتاب  و خاراندن خود بود!

به قول یکی از دانشجویان وقتی ریاست دانشگاه در جلسه معارفه دانشجویان ورودی جدید با جسارت تمام می گوید: اینجا نفس هم کشی باید پول بدی! کسی اگر تواناییش و نداره از همین الان نیاد! دیگر چه توقعی دارید در برابر این به واقع فجایع، دانشجویان معترض باشند و مسئولین پاسخگو؟

نه از آنجا که خومان هم به خاطر تحصیل در رشته مورد علاقع امان در دانشگاه آزادی دیگر! مشغول به تحصیلیم، بلکه به عنوان یک جوان ایرانی، حداقل این یک مورد برایمان غیر قابل فهم است که حیوانات وحشی در محیط دانشگاهی، آن هم جایی که به خصوص دخترها هستند آزادانه مشغول رفت و آمد و کارهای دیگر! باشد و آنوقت مسئولین انتظامات و حراست دنبال اینکه چه پسر و دختری با هم حرف می زنند تا آنها را توبیخ کنند!

موضوع اصلی گزارشهای ما روابط دختر و پسر در دانشگاه هاست و به همین خاطر نمی توانیم بیش از این به مسائل صنفی و مشکلات دانشجویان بپردازیم و در واقه نپرداختیم الا یک از هزاران!

این سگ تا پایان گزارش ما از اینجا تکان نخورد
 که نخورد و تکانش ندادند که ندادند!

کار ما روایت آنچه دیدیم بود و طبعا آنچه ما دیدیم همه ماجرا نیست. از دانشجویان در مورد ویژگیهای مثبت دانشگاه سوال می کنیم: قبولی برخی رشته های رودهن در کارشناسی ارشد بالاست، رشته حسابداری آن در دانشگاه ها معتبر است و مرکز مشاوره روانشاسی خوبی دارد. هرچند کتابخانه همیشه خلوتی دارد. اگر اینها نبود هم که دیگر در دانشگاه بودن اینجا شک می کردیم!

در ساعاتی که محوطه مملو از جمعیت است، 
کتابخانه جای دنج و خلوتی است برای درس خواندن بچه مثبت ها!

اما فصل بازگشت از رودهن به وسیله مینی بوس های معروف آن! خود فصلی خواندنی و مفصلی از داستان رودهن است. از ساعت 4 بعد از ظهر به آن طرف دانشجویان بعد از یک روز تلاش و فعالیت! (در زمینه های گوناگون درسی و غیردرسی!) آماده می شوند تا به خانه بازگردند. طبعا برای دانشجویانی که با ماشین شخصی به رودهن آمده اند، بازگشت به خانه چندان سختی ندارد.

سوار شدن و به خانه رسیدن برای دانشجویان 
واقعا کار سخت و دشواری است. یه چیز میگیم یه چیز می شنوید ها!

اتو زدن در محوطه داخلی دانشگاه، از آن خطوط قرمز خفن حراست است! ولی اگر فقط چند قدم آن طرف تر و جلوی درب اصلی دانشگاه، چنین اتفاقاتی روی بدهد (كه می دهد!) هیچ خطری مخ زنندگان را تهدید نمی كند.

بعضی از پسرها که عذاب وجدان می گیرند اگر 
خودشان با ماشین مدل بالا به تهران بیایند و و دخترها با سرویس و یا مینی 
بوس، لطف می کنند و آنها که مهربانتر باشند تا سر کوچه می رسانند!

اما برای خیل دختران و پسرانی که باید مدتها در صف طولانی مینی بوس ها منتظر بایستند، قصه کمی متفاوت است.هرچند که آنها پاداش این صبر را در فاصله برگشت در مینی بوسهای مختلط! دریافت می کنند و چه بسا کسانی که با وجود داشتن ماشین شخصی ترجیح می دهند با مینی بوس ها به تهران بازگردند. و معمولا به خاطر اینکه بعضی ها که اول سوار می شوند برای 10 نفر از دوستانشان! هم جا می گیرند دعوا و داد و بیداد راه می افتد.

!

دانشجویی می گفت: چند وقت پیش راننده مینی بوسی را که اقدام به پخش شو! با مانیتورهای کوچک کرده بود، از خط اخراج کرده اند. فضای مینی بوس هایی که در آن انواع حرکات مهیج و محیر العقولی! (البته با هماهنگی رانندگان محترم این خط!) از قبیل رقص در مینی بوس در حال حرکت! انجام می شود دیدنی است! اما شما می توانید از اینجا بشنوید! 

بعضی از دخترها سرویس دارند و با اتوبوس (صد رحمت به اتوبوسهای شرکت واحد!) رفت و آمد می کنند.

سرویسهای مخصوص خواهران!

وقتی در داخل یکی از همین مینی بوس ها به تهران بازمی گشتیم متوجه شدیم که طی یک حرکت خودجوش! صندلی و جایگاه اطراف راننده یکسره به دخترها اختصاص یافته است! وقتی دلیلش را سئوال کردیم، بچه ها گفتند که «عباس آقا» (منظور راننده مهربان مینی بوس است!) تا دور و برش دختر نباشد، کلاج نمی گیرد و دنده  چاق می کند!

این کاریکاتور را یکی از بچه های رودهن طی 
مدتی که یکی از کلاسها بودیم کشیده است! به کاراکترهای مشاهیر جهان در 
دانشگاه رودهن دقت کنید!

نزدیک غروب است که به چهارراه تهرانپارس می رسیم و در حالیکه با دانشجویانی که در مینی بوس با آنها آشنا شده ایم خداحافظی میکنیم «زندگی و رودهن و روابط دختر و پسر! و دانشگاه آزاد همچنان ادامه دارد...!»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 آبان 1389 :: نویسنده : الناز
نظرات ()
شنبه 19 بهمن 1392 08:51 ب.ظ
میبینم که آرزوتونه رودهن درس بخونید ولی نمیتونید برا همین بد میگین ههههه بگید عیب نداره ما پرچممون بالاست دستتونم نمیرسه
شنبه 2 شهریور 1392 07:15 ب.ظ
moteasefam bara oghdeiha ke hich tafrihi joz kharab kardane daneshgahe rodehen nadaran .man khodam daneshjoye rodehenam vali tu in modat na avaz shodam na misham
شنبه 5 مرداد 1392 10:57 ق.ظ
8 سالی درس خوندم .اون آقایی که شکر خورد و میگه 80 درصد سیگار و از هر 5 دختر سه تا با پسرندو...نمیدونم چی و چی ... باور کنید یه لحظه با شهرزاد قصه گو اشتباه گرفتمش
جمعه 30 فروردین 1392 04:09 ب.ظ
دانشگاه رودهن واقعا افتضاحه.من دانشجوی اونجام
جمعه 9 فروردین 1392 04:40 ب.ظ
دانشجوی تربیت مدرس هستم رودهن 8 واحد تدریس دارم. با بچه های رودهن سه تا ISI تو دو تا از ژورنالهای معتبر الزیویر در دست داوری دارم. اگر خدا خواست و مقالات چاپ شد اسم واحد رودهن رو تو بهترین جایگاه تولید علم در سطح بین الملل می بینید. واقعا شایسته نیست چنین دیدگاه شخصی بدون هیچ استنادی برای واحد رودهن بکار میبرید.
چهارشنبه 7 فروردین 1392 05:57 ب.ظ
با پریوش موافقم. این نوع نقد راجع به دانشگاه رودهن فقط از یه آدم عقده ای بر میاد.6 سال تو این دانشگاه درس خوندم وفارغ التحصیل شدم و هرگز اوضاع به این صورت که نوشتی نبود.با همین حرفهاست که ارزش درس خوندن و مدرک این دانشگاه رو میارین پایین دیگه.6 سال از کرج اومدیمو رفتیم و حتی خوابگاه نخواستیم واسه دوری از حاشیه.مطمطن باش ارزش مدرک من بیشتر از اون دانشجوی واحد تهران جنوب یا... هستش که براحتی آب خوردن مدرکو گرفت.پس با این حرفای کوته فکرانه ارزش مدرک ما رو پایین نیار.
جمعه 11 اسفند 1391 05:32 ب.ظ
سلام واقعا فک میکنین اینجور مسایل مخصوص دانشگاه رودهنه؟چشاتونو باز کنین دوروبرتونو ببینین کل مملکتو فساد گرفته چرا گیر میدین ب رودهن؟کار از ریشه خرابه.فک میکنین تو دانشگاههای دولتی همه علیه السلامن؟نه جونم اونجاهم این مسایل هست همه جاهست حتی تو مدارس ابتدایی.پس انقد رودهن رودهن نکنین لطفا/چرانکات مثبتشو نمی بینین؟
پنجشنبه 26 بهمن 1391 08:39 ب.ظ
من سه ساله که دارم اونجا درس میخونم اصلا هم از این خبرا نیست.انقدر ذهنیت های مردم رو راجع به این دانشگاه داغون نکن.
میدونی با این دروغات چه ضربه هایی به دانشجوهای این دانشگاه میزنی؟
سه شنبه 7 شهریور 1391 04:08 ب.ظ
ino baraye sina minevisam.
aslanam injuri nist man tuye khabgah hastam (az tehran ham miyam)inogoftam nagi shahrestaniye.
tuye khabgah ke hame tuye hamin daneshgah dars mikhunam aslan ham injur adamaee ke migi nistan cheberese be khode daneshgah.
in amaraye alaki ham be darde khodet mikhore pas chert nagu.
alaki in daneshgah ro kharab nakonin.vaghean ye kam vojdan dashte bashin kheyli khube.
vaghean ke
taze ye mozue dige,herasate daneshgah kheyli ham gire
سه شنبه 7 شهریور 1391 04:58 ق.ظ
bebin faghre eghtesadio farhangi va nadashtane pedaro madare malomolhoviye che balaee sare tafakorateto didet be adamaye morafah avorde
jedan motasefam barat va baraye madaret ke toro tarbiat karde
in hame oghde?!!!!!
hala age khaye dari in nazarato bezar bache kooni
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 09:59 ب.ظ
سلام الناز جان من قصد دارم برای کارشناسی عمران بیام رودهن نظرت چیه ؟ لطفا راهنماییم کن >>>>>>>>...<<<<<<<<<<
یکشنبه 20 فروردین 1391 10:10 ب.ظ
سلام.میشه آدرس واحد مجتمع رو بهم بدید.من چند سال پیش تو این دانشگاه درس خوندم و الان برای ارسال مدارکم خیلی فوری بهش احتیاج دارم .ممنون.
یکشنبه 20 فروردین 1391 10:06 ب.ظ
به عنوان کسی که در چند دانشگاه مختلف تحصیل کردم باید بگم رودهن از بسیاری لحاظ بالاخص مسایل حراستی و نظارتی از خیلی از دانشگاه های دیگه عالی تره.
من یکی از بهترین سالهای عمرمو تو این دانشگاه گذروندم و عقیده دارم که از حق نباید گذشت.
همه جا آدمای خوب و بد زیاد داره اما وقتی آدمی به جای توجه به این همه مسایل خوب به این مطالب دیگران رو توجه میده باید با کمال پوزش خدمتتون عرض کنم که قصدی جز ترویج این مطلب نداره.
برای همه تون آرزوی مؤفقیت دارم و امیدوارم که قدر تمامی لحظات ناب زندگیتون رو بدونید.
جمعه 18 فروردین 1391 02:21 ق.ظ
سلام من دانشجوی ارشد دانشگاه آزاد رودهن هستم وچنین عکسهاومطالبی را اینگونه که مطرح میشود ندیدم . لطفابه همه به یک چشم نگاه نکنید بنده فرزند شهید هستم ودراین دانشگاه مشغول بکارهستم . درتمام دانشگاهها این مسائل وجوددارد نمیدانم چرا رودهن هدف قرارگرفته. ضمنا عکسی که بدون حجاب یا روسری باشد اصلا مورد تائید نیست وفتوشاپ است چنین صحنه ای امکان ندارد.
چهارشنبه 16 فروردین 1391 10:02 ق.ظ
اون کسی که چادر و نمازش رو میزاره کنار خودش بی جنبه هست به کس دیگه و دانشگاه چه مربوط .ما توی هین 4 سال هیچی از این دانشگاه ندیدیم اینقدر الکی اسم دانشگاهتو خراب نکن. به جایی که هستی افتخار کن
چهارشنبه 9 فروردین 1391 12:04 ب.ظ
این چرندیات چیه نوشتی مردک
جمعه 4 فروردین 1391 10:10 ب.ظ
مطالب شمارو خوندم. خیلی برام جالب بود. من خودم در این دانشگاه درس خوندم و فارغ التحصیل شدم و جزو بچه های مثبت دانشگاه محسوب می شدم و حقیقتا ذره ای از این دانشگاه و دانشجوهاش تاثیر نپذیرفتم بلکه تاثیر گذار هم بودم. چه از بعد مذهبی و چه علمی....
بگذریم....
مطالب شما خیلی خوب بود و استفاده کردم و کاملا هم درست و واقع بینانه بود.
خواستم از دقت نظر شما و تصویر نمایی قشنگی که در نگارش شما مشهود بود تشکر کنم.
بنظرم اگه بخواهید میتونید چند تا پیشنهاد هم بابت رفع این مشکلات و معضلات بدید.
باز هم از مطالبتون ممنونم.
سه شنبه 2 اسفند 1390 05:45 ق.ظ
بابا چه خبره تو نظرات... مثل اینکه دوستان در جریان نیستندا!
شما برید تمام ویلاهای اطراف رودهنو ببینید، همه مرکز فساده... از مصرف کوکائین تا روابط نامشروع...
طرف با بنز آخرین سیستم میاد اینجا، 100 تا دخترو بدبخت می کنه بعد گازشو میگیره میره...
به نظر من دانشگاه رودهن از نظر مصرف مواد مخدر خیلی وضعیتش بدتر از روابط دختر و پسره...
ما بین دانشجویان آمار گرفتیم دیدیم 80% از دخترای این دانشگاه سیگار می کشند، 20درصد مواد مصرف می کنند و از هر 5 نفر 3 نفر با یه پسر رابطه نامشروع داشته...
شما از هر 10 تا ماشینی که توشو بگردی، توی بیشترشون کاندوم پیداا می کنی! به قول معروف:
زایشگاه آزاد غیر اسلامی رودهن...
یکشنبه 27 آذر 1390 12:43 ق.ظ
in mataleb chie neveshti bara chi esm daneshgah rodehen bad mikoni man vorodi 89 hastam va aslan az in khabara nist vaghan bayad az khodet khejalat bekeshi age chizi hast ke nist to hame daneshgaha hast pas chera man hejabam kam nashode pas chera man namazam kenar narafte vaghan ke...
یکشنبه 17 مهر 1390 10:02 ب.ظ
بابا ما به همین امید رفتیم رودهن ولی خبری نبود. چرا خالی بستی؟
چهارشنبه 1 تیر 1390 07:34 ق.ظ
وبتون خیلی قشنگ و به روزه !
بهتون تبریک میگم !
یه سری به ما بزن !!!!!
چهارشنبه 11 اسفند 1389 02:09 ق.ظ
moteasefam!!!ba in matlabayi ke neveshtin darin in zehniate ghalato tashdid mikoniin ke roodehen unie badie! hame ja ham bad dare ham khoob...man kardanim daneshgahe tehran gharb budam alan oomadam roodehen va hich tafavoti ehsas nakardam....in harfa tooye hame daneshgaha hast....shomam mitoonin too weblogetoon be masaelo mozalate mohemtare daneshjooha bepardazin...movafagh bashid
پنجشنبه 23 دی 1389 05:15 ب.ظ
danesh gah rodehen shodeh jaye dokhtar baze.....????
پنجشنبه 23 دی 1389 05:15 ب.ظ
danesh gah rodehen shodeh jaye dokhtar baze.....????
جمعه 10 دی 1389 08:13 ب.ظ
eyval. khodaeish hich ja mesle roodehen nemishe
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.